|
|
ملت عجیب و غریبی هستیم ما.... |
|
|
ملتهای دیگه خودشون رو بهترین میدونن اما با بزرگواری و لطف چند تا ملت و کشور دیگه رو هم به مقام های دومی و سومی و چهارمی و ....می مفتخر میکنن، ما بهترین و با فرهنگ ترین و بی حرف ترین و نازترین که هستیم بماند، هیچ ملت و مملکت دیگه ای رو هم در هیچ زمینه ای حتی به هشتاد و ششمی و صد و بیست و سومی قبول نداریم. ملتهای دیگه اگه کسی حرفی بزنه اول در موردش فکر میکنن و بعد نظر میدن که با اون حرف موافقن یا مخالف، ما هرکی هرچی گفت اول تکبیر میگیم، بعد یه چیزایی رو بلغور میکنیم که طرف خوشش بیاد، بعد فریاد مرگ بر آمریکا و اسرائیل و انگلیس و این و اون میکشیم، بعدم اصلاْ یادمون میره فکر کنیم که یارو چی گفت. ملتهای دیگه فکر میکنن که زندان جای افراد شرور، خلافکار، جانی و بدکرداره، ما یکی از معدود ملتهایی هستیم که زندانهامون رو تقریباْ دربست در اختیار روزنامه نگاران، روشنفکران، دگراندیشان و کسانی که حال و روز بهتری رو برای ما و کشورمون میخوان قرار دادیم. ملت های دیگه این حق رو برای خودشون قائلن که در مورد سرنوشتشون خودشون تصمیم بگیرن، ما یا دوست داریم دیگران در مورد ما تصمیم بگیرن یا دوست داریم ما برای دیگران تصمیم بگیریم. گاهی هم، هم اینو دوست داریم هم اونو. ملتهای دیگه اگه به این نتیجه برسن که اشتباهی مرتکب شده ن برمی گردن، دوباره شروع می کنن و سعی شون بر اینه که اینبار مسیر رو درست برن، ما اگه اشتباه کنیم بروی خودمون نمیاریم و اونقدر همون راه غلط رو ادامه میدیم تا به همه ثابت کنیم که ما اشتباه نکردیم، نمی کنیم و نخواهیم کرد. ملتهای دیگه با کسی رودر واسی ندارن، ما با خودمون هم رودرواسی داریم. ملتهای دیگه اگه تلوبزیونشون برنامه های مزخرف پخش کنه اونو خاموش میکنن و می شینن کتاب می خونن یا میزنن بیرون و یه جوری خودشونو از حرص خوردن پای جعبه ی جادو نجات میدن، ما می شینیم و همه ی برنامه های مزخرف رو تا ته ته نگاه میکنیم و بعدش ساعتها به دست اندرکاران اون برنامه ها فحش میدیم. ملتهای دیگه اگه مشکلی داشته باشن آستیناشونو بالا میزنن و دست بدست همدیگه میدن تا مشکل شون رو حل کنن، ما شاید تنها ملتی باشیم که توقع داره دیگران بیان و مشکلاتشو حل کنن. ملتهای دیگه حرفاشونو بهم دیگه می زنن و وقتی تو خونه ی خودشون هستن کمترراجع به دیگران صحبت می کنن، ما بیرون و با دیگران که هستیم درددلها و مسائل خصوصی مون رو مطرح میکنیم و وقتی تو خونه ی خودمون نشستیم حرف دیگران رو میزنیم. ملتهای دیگه اگه فرزندشون کسی رو بعنوان همسر آینده ش بهشون معرفی کنه، ممکنه اول چندان رغبتی نشون ندن ولی زمانی که اون شخص بعنوان عروس یا داماد وارد خانواده و فامیل میشه اونو مثل فرزند خودشون میدونن و سعی میکنن با او طوری رفتار کنن که او هم خودرا در جمع آنان خودی و عضوی از خانواده و فامیل حس کنه، ما معمولاْ چنین اجازه ای رو به بچه هامون نمیدیم و ترجیحاْ خودمون بجای اونا انتخاب میکنیم. زمانی هم که این انتخاب صورت میگیره کلی تبلیغ و تعریف میکنیم که طرف لنگه نداره و تو همه ی دنیا تکه و خلاصه اونجای آسمون سوراخ شده و این افتاده پایین و مباد که از دستش بدیم و از این حرفا. اما همینکه خرمون از پل گذشت و پای طرف به خانه و خانواده و فامیل باز شد یهو همه چی از این رو به اون رو میشه و اون بخت برگشته رو دشمن تر از هردشمن و بدتر از ابلیس میدونیم و بلایی که نمیدونیم به چه گناهی! برسرمون نازل شده. ملتهای دیگه برای گرفتن یک شغل یا یک پست باید استعداد، توانایی، مدیریت و برش کاری خودشون رو به اثبات برسونن، ما برای رسیدن به شغل و پست مورد نظر باید حرف شنوی، نوکر مآبی، بادمجان دور قاب چینی و ارادتمند بودن خود را نسبت به مقام و مقامهای بالایی ثابت کنیم. ملتهای دیگه اگه به خیابونا می ریزن برای اینه که به حق و حقوق ضایع شده ی خودشون برسن، ما به خیابونا می ریزیم تا از حق و حقوق فلسطینی ها دفاع کنیم و برای اونا شعارای صد تا یه قاز بدیم. ملتهای دیگه اگه از کسی خوششون نیاد رفت و آمد و ارتباطشون رو با طرف قطع می کنن تا هم خیال خودشون راحت باشه و هم خیال اون بنده خدا، ما به ارتباط مون با طرف ادامه میدیم و هر بار هم صدخروار چاکرم، مخلصم، فدات شم خرجش می کنیم بعدم پشت سرش هزارجور صفحه میذاریم و نخ میایم. ملتهای دیگه اگه پلیس و نیروهای دولتی به تجمع اعتراضی شون حمله کنه از همدیگه دفاع میکنن و اگه کسی دستگیر شد سعی میکنن اونو نجات بدن، ما در چنین مواقعی یا فرار رو بر قرار ترجیح میدیم یا به کمک نیروهای سرکوبگر میریم و مشت و لگدی هم نثار همون کسی میکنیم که تا چند لحظه پیش کنارش واستاده بودیم و اگه باهاش همصدا نبودیم لااقل از شجاعتش کیف میکردیم. ملتهای دیگه وقتی نماینده ی مجلس میشن سعی میکنن قوانینی رو وارد سیستم مملکت کنن که به درد مردم و کسانیکه اونارو به مجلس فرستادن بخوره، ما وقتی نماینده می شیم اول به فکر ماشین و خونه و موبایل و حقوق و پاداش و عیدی خودمون و به فکر تسویه حساب با رقبا و کسانی که نخواستن زیر بلیط مون باشن هستیم و اگه خیالمون بابت این چیزا راحت شد سعی میکنیم فامیل و دوستامونو به نون و نوایی برسونیم و از نمد اونام کلاهی برای خودمون دست و پا کنیم. در نتیجه وقتی برامون باقی نمیمونه که بخوایم به مردم و مملکت فکر کنیم. ملتهای دیگه اگه وزیر بشن سعی میکنن سر و سامونی به وزارتخونه های تحت سرپرستی خودشون بدن، نابسامانیهارو به حداقل برسونن و گند کاریهای وزرای قبلی رو جبران کنن، ما وقتی وزیر میشیم سعی میکنیم اول یه باند مافیایی برای خودمون درست کنیم، بعد زیرآب کسانی رو که سرشون از کار در میاد و ممکنه بفهمن ما داریم همه چیزو به گند میکشیم، می زنیم و اگه بیست سالم وزیر باقی بمونیم باز تقصیر همه مشکلات و بی سروسامانی هارو به گردن مافیای قبلی و اگه با اونا دمخور بودیم به گردن رژیم گذشته میندازیم. ملتهای دیگه اگه رئیس جمهور بشن سعی میکنن در جهت منافع مردم و کشورشون گام بردارن و برای مردم و کشورشون آبرو بجا کنن، ما وقتی رئیس جمهور می شیم سعی میکنیم برای مردم و کشورمون بحران ایجاد کنیم ، کشور رو به سوی جنگ و درگیری پیش ببریم، مردم رو بدبخت تر و گرفتار تر کنیم و اگه هنوز آبرویی برای مردم و کشور بجا مونده باشه اونو به باد بدیم. ملتهای دیگه اگه رهبری کشور رو بعهده بگیرن اکثراْ خودشون رو وامدار مردم میدونن و سعی میکنن با عملکرد درست، نام نیکی از خودشون در تاریخ باقی بذارن، ما وقتی رهبر میشیم مردم خودمون رو مزدور دشمن میدونیم و سعی میکنیم هوای انجمن اسلامی قاچاقچیان بورکینوفاسو ، حزب الله پیرو دایناسورهای عهد بوق، اهالی چلغوزدره ی ساحل عاج، سازمان جهاد زردک آباد شمبلستان و گروه انقلابی دستمال بدستان قبیله ی کرم ابریشم رو داشته باشیم تا اونا مارو یک رهبر خوب و تاریخ ساز بدونن و سالی یکبار به نفع ما شعار بدن. ملتهای دیگه وقتی که مشکلی تو مملکتشون هست اونو به حساب بی عرضگی و بی لیاقتی مسئولین و سیاستمداراشون می ذارن، ما برعکس اونا همه ی دنیا و همه ی کشورهای دیگه رو مقصر میدونیم و فکر می کنیم همه کار و بار و زندگی خودشونو ول کردن و صبح تا شب دارن فداکاریها و خدمات و جانفشانی های مسئولین مملکت مارو خنثی می کنن. بقیه شو شما بگین و اگه حال گفتن شو ندارین مطمئن باشین که دست آمریکای جهانخوار و صهیونیست بین الملل در کاره که در طول تاریخ حال و رمق من و شمارو غارت کردن و همچنان دارن باهاش یه قل دوقل بازی می کنن! |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1384 توسط بیدار
|
|
||
|
|
پسرک چموش و ونگ های آزاردهنده..... |
|
|
از همان روزی که وصلت نامیمون و خلاف عرف و شرع دین فروشان کودتاچی، روسپیان سیاسی و خوش باوران حرفه ای، شکم انتخابات را بالا آورد و احمدی نژاد را روی خشت ریاست جمهوری مملکت ما انداخت، معلوم بود که این کودک ناقص الخلقه، مگسی است که با جولاندهی ناشیانه و خودبزرگ بینانه در عرصه ی پرچمداری ایران زمین، هنری جز عِرض نداشته ی خود و اربابانش را بردن و زحمت دلسوزان ملک و ملت داشتن، از خود نشان نخواهد داد. فرمایشات اخیر ایشان مبنی بر لزوم حذف و محو اسرائیل از نقشه ی دنیا و نابودی آمریکا و خزعبلات دیگری از این دست که تکرار و نشخوار حرفهای پوسیده و نخ نما شده ایست که طی بیست و چند سال گذشته هیچ گرهی را از کار ما و دنیا نگشوده و نتیجه ای جز معرفی کشور و ملت و دین ما به عنوان کشور و ملت و آیینی خشن، جنگ طلب و مایه ی شر نداشته، گواهی است بر فقدان بینش، منطق، خیرخواهی، واقع بینی، خرد و هر آنچه که داشتنش جزو ویژگیهای اصلی و ضروری یک سیاستمدار و یک مقام عالیرتبه ی مملکتی است. تجربه به ما نشان داده است که این شعارهای توخالی و این شاخ و شانه کشیدن های بیهوده برای دیگران، نه خدمتی است به مردم و مملکت خودمان و نه باری را از دوش کسانی که ما مدعی حمایت از آنان هستیم برخواهد داشت. شوراندن کسانی که ما - به درست یا غلط - آنها را دوست خود نمیدانیم برعلیه منافع ملی و میهنی مان و دعوت دشمن یا دشمنان مورد ادعا به خانه، کمتر از دشمنی و آب به آسیاب دشمن ریختن نیست و اگر اینکار از طرف کس یا کسانی که خودرا خادم ملک و ملت جلوه میدهند و نقاب دلسوزی و همدردی بر چهره دارند، به عمد صورت می گیرد، باید در صداقت آنها، و اگر به سهو سر می زند باید در عقل و درایت شان شک کرد. هرچند که شعارهای فتنه بر انگیز اخیر که واکنش دنیا را علیه کشور ما برانگیخت هر شکی را نیز تبدیل به یقین میکند که جماعت چنگ انداخته بر قدرت در کشور ما، هم عقل و درایت شان پاره سنگ بر می دارد و هم پای سیاست و دیانت شان بدجوری می لنگد. احمدی نژاد یا نمیداند که دارد چه می کند و یا می داند و آگاهانه به فرامین مشکل آفرین و دردسر ساز اربابان خود گردن می نهد. در هردو صورت آنچه که ما تا کنون از او دیده ایم، بحران آفرینی برای کشور بوده است و ارائه ی چهره ای پرخاشگر و ستیزه جو ازما به جهان. چنین کارنامه ای به تنهایی کافیست که بی تدبیری و بی لیاقتی اورا ثابت کند و نشان دهد که او برای قبای ریاست جمهوری هیکلی ناساز و بی قواره دارد. کسی که از فهم این نکته ی ساده عاجز است که مخالف بودن با سیاست ها و عملکرد یک دولت یا حتی به رسمیت نشناختن یک حکومت، با نابودی و محو کردن یک کشور از روی نقشه فرق می کند، باید گیجگاهش حسابی تاب داشته باشد و کسی که تفکرات عهد دقیانوسی خود و همپالگی هایش را به عنوان موضع رسمی یک کشور و یک ملت جار می زند فقط بیگانگی خودرا با سیاست و مملکت داری به اثبات می رساند نه چیز دیگری را. مسئولین دیگری هم که با تأیید یا سکوت تأیید کننده خود با چنین فردی و عملکردش در آفرینش بحران و سوق دادن کشور بسوی درگیری و ستیزهمراهند، تنها بی اعتباری خودرا بیش از پیش عیان می کنند و یکبار دیگر شراکت خویش را در بی تدبیری ها و بی لیاقتی هایی که احمدی نژاد امروز پرچمش را بدست دارد به اثبات میرسانند. آنهایی که به گمان بیمار خود یا برای فریبکاری و نیرنگ بازی، سنگ مردم فلسطین را به سینه میزنند پاسخ دهند که در بیست و چند سال گذشته چه خدمتی به مردم فلسطین و در جهت رسیدن آنان به آرامش و صلح انجام داده اند؟ چرا در شرایطی که مسئولین و نمایندگان مردم فلسطین در تلاش پایان دادن به درگیریهای بی نتیجه و خونبار هستند و خود بوضوح می گویند که خواهان حذف اسرائیل از نقشه ی دنیا نیستند بلکه خواهان افزودن فلسطین به این نقشه اند، ما کاسه ی داغ تر از آش شده ایم و برای فلسطین و فلسطینی ها یقه می درانیم؟ مسئولین ما سالهاست که پاسخ این سئوال را به ما بدهکارند که مسئولین و مقامات کشور ما هستند؟ یا مسئولین و مقامات فلسطین؟ و چرا بجای احقاق حقوق مردم فلسطین و ساختن بهشت برای آنان به فکر حق و حقوق ایرانیها، سرفرازی ایران و به داد نیازمندان و بیچارگان و درماندگان خانگی رسیدن نیستند؟ احمدی نژاد و اربابان ریز و درشت او باید بدانند که قلدری، ستم پیشه گی و پایمال کردن حقوق دیگران در داخل کشور یک داستان است و تعمیم و گسترش این شیوه به خارج مرزها داستانی دیگر. اسرائیل یا هر کشور دیگری شهروند و برده و رعیت شما نیست که صدایش را خفه کنید، به بندش بکشید و اورا از سر راه خودکامگی ها و زورگوئی های خود بردارید. شمایی که هیچ اظهار نظری در مورد مملکت و سیاستهای غلط خود را برنمی تابید و اظهار نظر کننده را اگر خودی باشد به مزدوری دشمن و اگر بیگانه باشد به مداخله در امور داخلی کشور متهم می کنید، چگونه به خود اجازه ی چنین گستاخی های ابلهانه ای را میدهید؟ و تاوان پس دادن آن را به گردن ایران و ایرانی می اندازید؟ آقای احمدی نژاد! شما که از عهده ی محو کردن چاله چوله های تهران هم برنیامده اید بهتر است فعلاً به مکیدن آب نبات چوبی ریاست جمهوری که اربابانتان بدستتان داده اند بسنده کنید و از ونگ زدن های چموشانه و آزاردهنده تان دست بردارید. آقایان احمدی نژادهای ریز و درشت! شمارا به خدایی که از زمان به قدرت رسیدنتان دیگر بنده اش نیستید، از این خواب زمستانی بی پایان و از کابوس تلخی که ملت را گرفتارش کرده اید بیدار شوید. قرن، قرن بیست و یکم است و دوران رمالی و جن گیری و مردم فریبی دیریست به سر آمده. اگر در ادعاهای خود صادقید و خودرا به هر دلیلی موظف به دفاع از فلسطین و فلسطینی ها میدانید، بسم الله. خود لباس رزم بپوشید و بروید در راه آرمانتان بجنگید. شربت شهادت و بهشت موعودی هم که آدرس آنرا به ما و دیگران می دهید نوش جان و گوارای وجودتان. اگر هم مرد این میدان نیستید به این نمایشهای تهوع آور و معرکه های کساد پایان دهید و هزینه ی بی تدبیری ها و بی لیاقتی ها و بحران زائی های خودرا بر ملت ایران تحمیل نکنید. این که شما دیانت را با خباثت و دنائت آمیخته اید به خودتان مربوط است اما تحمل بلایا و مصیبت های عظمایی که خود شمائید، دارد کمر ملت و مملکت را می شکند. شر و بلایی دیگرو بیشتررا به جان این کشور و مردم پسندیدن سیاست نیست، بلاهت و رذالتی است که دودش به چشم ما ملت می رود و ما این را بر شما نخواهیم بخشید. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1384 توسط بیدار
|
|
||